مهریه سنگین همسر یک شهید!

خواستگاری كه اومد، گفتم: «دلم ميخواد بدونم چرا اينقـدر دنبـال مال دنيايی؟ مگه دنيا چه ارزشی داره!» ....
مهریه سنگین همسر یک شهید!

 مهندس راه و ساختمان بود. توي يك شركت كار ميكرد. براي خـودش ماشـين داشـت. خـواهر و بـرادرش فعاليـت سياسـي ميكردند، ولي از آقا محسن نديده بودم.



خواستگاري كه اومد، گفتم: «دلم ميخواد بدونم چرا اينقـدر دنبـال مال دنيايي؟ مگه دنيا چه ارزشي داره!» گفتم: «ميخوام زن كسي بشم كه مهريه من را شهادتش قرار بده.»



آقا محسن سرش را تكان داد و گفت: «به جدم شهيد ميشم.»



* همسر شهید سید محسن صفری