شهید موسوی زاده سیدعلی

شهيد: سيدعلي موسوي زاده فرزند:سيد محمد
شهید موسوی زاده سیدعلی

وصيتنامه

شهيد:
سيدعلي موسوي زاده فرزند:سيد محمد

 بسم الله الرحمن الرحيم

ولا تقولو المن بقتل في سبيل الله اموات بل احياولكن لا تشعرون و لنبلونكم  من الخوف والجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشرالصابرين الذين اذا اصابتهم مصيبه قالوا انا لله و انا اليه راجعون فالذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوئا في سبيلي و قاتلوا و قتلوا لاكفرن عنهم سيئاتهم و لادخلنهم جنات تجري من تحتهاالانهار- الهنا لا تكلنا الي انفسنا طرفه معين ابدا.

با سلام و درود و تحيات وافره و خالصه بر حضرت حجه بن الحسن العسكري(ارواحنا و ارواح العالمين تراب مقدمه الفدا)آن كشتي نجات و سراج منير و ساحل نيلگون رهائي، و فروغ عالمتاب كه شيفتگان بي تاب را آرامش مي بخشد. و قلوب مشتاقان مهجور را اطمينان مي دهد. و از آفاق نور يار و خاورستان تابناك فروغ ازلي هدايت طلوع مي كند. و طليعه خود را برضعفا ارض و حاكمان آتيه گيتي عيان و آشكار مي سازد تا هر چه ظلم و بيداد و تجاوز فسق و فجور و هر آنچه در زمره اعمال و افعال شيطاني و اهريمني است از دنيايي كه در منجلاب فسادها و الحادها غوطه ور است محو و نابود سازد و اين همان مصداق آيه شريفه
( ونريد ان نمن علي الذين استضعفوا و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين) است و نيز با سلام و درود بيكران بر نائب بر حق و شايسته ايشان امام امت اين قلب تپنده ملت مظلوم جهان و نبضي كه شريان اخلاص و خون جوشان و گرم ابا عبدالله الحسين در آن جاري است . پس از شهادت بر احديت ذاتي خداوند قهار خدايي كه هر اراده اي در زير چتر اقتدار اوست و بالاي دست او هيچ چيز و هيچ قدرت و قدرت نمايي نمي باشد نيز بعد از شهادت بر رسالت الهي و نبوت ازلي حضرت ختمي مرتبت رسول اكرم صلي الله عليه و اله و شهادت و گواهي بر امامت و ولايت علي بن ابيطالب و فرزندان معصوم وي جملاتي ناقص كه بيش از اين در قدرت كتابت و انشاءحقيرنمي باشد به عنوان وصيت ذكر مي كنم شهادت موهبتي است الهي كه نصيب هر فردي نمي شود به همين دليل در خود شك دارم كه آيا به آن مقام والاو آن درجه معنويت و اخلاص رسيده ام ولي چون ياس از (رحمه الله اشد الذنوب ) است اميدوارم كه خداي باريتعالي با عفو و كرامتي كه دارد و برهمگان انزال مي نمايد از معاصي و كجرويهاي همگان و خصوصاً فرد عاصي مذنبي چون حقير بگذرد. اما وظيفه ما درقبال اين همه وقايع حوادث و مسائل روز برادران،خواهران امت مظلوم، ملت دلاور والله وظيفه سنگين است بخدا قسم آرمان و اهدافي كه تمام خادمان اسلام و تمام حاميان قرآن از صدر اسلام تا انقلاب اسلامي داشتند به آن رسيدند و يا نرسيدند و بالاخره جان خود را در طبق اخلاص گذاشته به ديار عاشقان رفتند اگر در راه آنان و به سوي همان مقاصد حركت نكنيم اگر نكو شيم كه راه همانيكه در راه اسلام خدمت كردند ادامه دهيم و در اين مسائل وظايف كوتاهي كنيم بخود ظلم كرده ايم خاك بر سرمان است والله مسئول و بايد جوابگوي آنان باشيم  آري رجال صادق به عهد خود وفا كردند عده اي جان گذشته تعدادي دلباخته خدا و لقاء خدا و گروهي از شير مردان و جوانمردان و آزاد مردان به پيمان خود صادق شدند و در كنار آنان گروهي هم منتظر و چشمها خيره اميدوارند تا به قافله آنها بپيوندندو دين خود را ادا كرده باشند.(من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوالله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا) شما مردم مصداق گروه دوم يعني منتظران لقاالله بايد باشيد اين وظيفه است چه وظيفه خطيري . مگر مي شود در برابر اين همه ظلم اين همه ويراني ،قتل نفس ، غارت اموال، چپاول شهرها، تجاوز به عفتها ، عصيانها ، طغيانها بر سر ملت مظلوم و غريبوار ايران و بر سر ملل مستضعف و به استثمار كشيده مي آورند و در قبال همه و همه الحادها و نفاقها وظلمها سكوت كرد.اسلام اجازه نمي دهد وجدان فردي اقتضا نمي كند، بخدا قسم و به خون زمين ريخته شده شهداي اسلام قسم كه سكوت در برابر ظالم و طلب صلح در مقابل متجاوز جائز نيست و ضربه اي بر شجره طيبه اسلام است. و اما دوستان، رفقا و كسانيكه به نحوي با من عاصي رابطه داشتيد چون مي دانم هميشه موجب ناراحتي و آزردگي خاطر شما بودم و هم اكنون كه خورشيد زندگي ام غروب مي كند و حيات من در سرخي شفق به آخر مي رود و اميدي به جبران اشتباهات و معاصي حقير را شما عفو كنيد تا خداي تبارك و تعالي هم بيامرزد. از خداي جبار پيروزي تائيدات وافره براي همگان مسئلت دارم. اما صحبتي كه با والدين دلسوزم دارم ، والله خجالت مي كشم در مقابل تلاش، همت و كوشش شما صحبت كنم هر گاه بياد شما مي افتم گناهان و آزارها و اذيت هاي من عاصي بر شما پدر و مادر عزيزم ، جلوي نظرم قرار مي گيرد مي دانم شدت عطوفت و محبت پدري و مادري كه در قلب سليم و دلسوز شماست ، در مرگ من گريان مي شويد ولي نبايد آن مقدار ناراحت و گريان باشيد كه خداي ناكرده از اجر جزيلي كه خداي حق تعالي پاداش شما قرار داده كاسته شود كه واقعاًحيف است يقين بدانيد كه اگر اين ميوه درخت پر حاصل شما به منجلاب فساد مي افتيد خجالت آور بود و درعوض زحمات شما برايتان چيزي جز عذاب اليم باقي نخواهد ماند و بدانيد اكنون افتخاري نصيب شد تا درراه خدا كشته شوم و انشاالله كه در زمره شهدا و مجاهدين قرار دهد. و با آخرين اميد خود مي خواهم كه مرا حلال كنيد و با دلسوزي كه داريد آن نافرمانيها و دل آزردگيها فراموش نمائيد در پايان از خواهران و برادران و تمام اقوام حلاليت مي طلبم و اميدوارم خواهران و برادران عزيزم كه نتوانستم حق خواهري و برادري را به جا آورم مرا ببخشند. خدايا اگر نتوانستم حق عبوديت تو را بجا آورم و غرق در ضلالت و گمراهي بودم اكنون چون عبد ذليل و محتاج به درگاه تو آمدم تا كرم و عفوخود را بر من دريع نفرمايي. بارالها مي دانم گناه و معصيت من زياد است اما نمي تواند زيادتر از عفو و كرم بي انتهايت باشد پس كاري كن تا در مقابل تورو سفيد باشم پروردگارا از تو مي خواهم شهادت را بر كامم شيرين و گوارا سازي. ديگر عرضي ندارم همگان رابه خداوند متعال مي سپارم و پيروزي و نصرت اسلام و مسلمين را خواستارم.                      

 

( والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته )

برادر حقير شما سيدعلي موسوي زاده مورخ 10/3/1365