خاطره ای کوتاه و خواندنی از شهید چمران

خاطره ای کوتاه و خوانونی از شهید چمران با خودش عهد كرده بود تا....
خاطره ای کوتاه و خواندنی از شهید چمران

1)با خودش عهد كرده بود تا نيروى دشمن در خاك ايران است برنگردد تهران. نه مجلس مى رفت، نه شوراى عالى دفاع. يك روز از تهران زنگ زدند. حاج احمد آقا بود. گفت «به دكتر بگو بيا تهران.»گفت «عهد كرده با خودش، نمى آد.» گفت «نه بياد. امام دلش براى دكتر تنگ شده.» بهش گفتم. گفت «چشم. همين فردا مى ريم.»