شهيد ابویی مصطفی

مصطفي ابوئي فرزند عليرضا در تاريخ 1/1/1346 در يك خانواده مذهبي و متدين و زحمتكش ديده بجهان گشود ...
شهيد ابویی مصطفی


زندگی نامه
مصطفي ابوئي فرزند عليرضا در تاريخ 1/1/1346 در يك خانواده مذهبي و متدين و زحمتكش ديده بجهان گشود وقتي به سن 7 سالگي رسيد براي تحصيل به دبستان باباطاهر (مصطفي خميني فعلي) رفت و با جديت كامل تحصيل خود را آغاز نمود هنوز 10 سال بيشتر نداشت كه انقلاب پيروز شد او هم در اكثر راهپيمائيها شركت مي كرد تا اينكه انقلاب به پيروزي كامل رسيد و دروس ابتدائي وي پايان يافت.  سپس براي ادامه تحصيل به دوره راهنمائي پاي گذاشت و دوره راهنمائي هم با جديت تمام با نمرات عالي گذراند در اين سالها در اكثر مجالس و محافل مذهبي شركت مي كرد و با روحيه اسلامي با مسائل برخورد مي نمود وقتي جنگ تحميلي آغاز شد او نيز سال دوم  دبيرستان بود كه درس را رها نمود و به آموزش نظامي رفت و به جبهه اعزام شد در عمليات والفجر 2 شركت كرد و بعد از بازگشت دوباره به جبهه اعزام شد و در منطقه عملياتي جفير - طلائيه در ديماه 1362 به درجه شهادت نائل گشت.

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم
 ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون
 گمان مبريد كساني كه در راه خدا كشته مي شوند مرده اند بلكه زنده اند و نزد خداي خويش روزي مي خوردند.
ما شهادت را فوزي عظيم مي دانيم.               ( امام خميني )
با درود و سلام فراوان به رهبر كبير انقلاب بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و با آرزوي شادي براي ارواح پر فتوح شهداي اسلام از كربلاي حسين تا كربلاهاي غرب و جنوب ايران . آنگاه كه خورشيد عمرم نشانه غروب را بر سر نهاد بر آن شدم تا وصيت نامه خود را هر چند كه با شهدا فاصله زيادي دارم اما چون آرزوي شهادت را دارم بنويسم وصيت به پدر جان از اينكه تو را زحمت داده ام ،مي خواهم كه به بزرگي و به بركت امام زمان مرا ببخشيد. چون اگر شما مرا نبخشيد امام زمان هم مرا نخواهد بخشيد . پدر جان؛ ازبراي شهادت من ناراحت نباش زيرا كه (انا لله و انا اليه راجعون)همه از خدائيم و به سوي او باز مي گرديم . و من امانتي هستم از طرف خدا نزد شما و شمائيد كه در بوته آزمايش قرار مي گيريد كه آيا از پس دادن فرزند خود ناراحت هستيد يا اينكه افتخار مي كنيد كه امانت را به صاحبش برگردانده ايد . حتماً مفتخر هستيد. وصيت به مادر زحمتكش و مهربانم مادرجان از اينكه براي من زحمتهاي بسياري كشيده ايد از شما تشكرمي كنم و از شما مي خواهم كه براي من گريه نكنيد و اگر خواستي گريه كني براي سالار شهيدان گريه كن. مادر جان به جوانان بگو كه شهادت افتخار مردان خداست و از شهادت نهراسيد كه مرگ سرخ بهتر از زندگي ننگين است . مادرم به مادران بگو كه شهيد پرور شوند و هرگز فراموش نكنند كه دنيا آخر به پايان مي رسد و شهيد پرور شويد تا در آن دنيا نزد فاطمه زهرا و زينب كبري رو سپيد باشيد. وصيت من به خواهرانم خواهرانم حال وقت آن رسيده است كه زينب گونه اي خود را نشان دهيد و با حفظ حجاب كاملتان مشت محكمي بر دهان ياوه سرايان بي دين بزنيد تا انشاء الله زينب كبري سلام الله عليه از شما خشنود گردد. وصيت به برادرانم، برادران ارجمندم هيچگاه امام را تنها نگذاريد كه نايب بر حق امام زمان است و اسلحه بر زمين افتاده ام را بر دوش كشيد و چنان از حيثيت خود و اسلام دفاع كنيد كه ديگر ابر قدرتها به فكر غارت و چپاولگري اين امت نيفتند و در نمازهايتان امام را دعا كنيد و خود را پيرو چنين رهبري بدانيد. و سفارش و وصيت من به خواهران و برادران و امت شهيد پرور اين است كه اي امت مسلمان بدانيد كه اين انقلاب مفت و مجاني بدست نيامده و در راه به ثمر رسيدن اين انقلاب جوانان بسياري از دست داده ايم كه از بهترين جوانان بوده اند پس وحدت خود را حفظ كنيد و به ابر جنايتكاران بفهمانيد كه امت مسلمان هميشه در صحنه حاضرند و از حريم اسلام و قرآن دفاع مي كنند. و اما اي ابر قدرتها و منافقان و ظالمان آگاه باشيد كه اين مردم ديگرزير بار زور و ظلم شما نمي روند و شما در حال كشيدن آخرين نفسهايتان هستيد پس هر چند مي خواهيد دست و پا بزنيد كه مرگ و نابودي شما نزديك است و بدانيد اگر اين ملت را مانند شهيد مظلوم آيت الله بهشتي قطعه قطعه كنيد فريادشان همان است كه از اول بوده نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي. و در پايان اي پدر و مادر گرامي از شما
مي خواهم كه برايم يك ماه روزه بگيريد زيرا كه وقتي يك ماهي در جبهه بوده ام نتوانسته ام قضاي آن را به جاي آورم و همچنين يك ماه نماز قضا دارم كه از شما مي خواهم برايم بخوانيد .
گر مرد رهي ميان خون بايد رفت                        از پاي فتاده سرنگون بايد رفت
 
                                                     والسلام والسلام علي من التبع الهدي
                                                         فرزند حقير شما مصطفي ابوئي