شکاف در ...!

مردی خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و
شکاف در ...!

مردی خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد و عرض کرد:
ای پسر رسول خدا خرجی راهم را گم کرده ام، پولی ندارم که مرا به سوی اهل و عیالم برساند به من پولی قرض بده.
من هم در وطنم از طرف شما آن پول را صدقه می دهم.
حضرت وارد اتاق شد، دستش را از شکاف در بیرون کرد و فرمود:
این کیسه را بگیر و در آن دویست دینار است و فرمود:
نیازی هم  به دادن صدقه نداریم.
سائل عرض کرد:
ای پسر رسول خدا چرا صورت خود را به من نشان ندادی؟
فرمود ما آل پیغمبر نمی خواهیم ذلّت سؤال را در صورت سائل ببینیم.

منبع:ارشادالقلوب دیلمی، ج1، ص329 و 330