کتاب حماسه تپه برهانی

به مناسبت سالروز عملیات ولفجر 2

خاطرات منحصر به فرد از حماسه عظیم تپه برهانی از رزمنده جانباز دکتر سید حمید رضا طالقانی که از عملیات والفجر2 در تابستان سال 1362 اتفاق افتاده، که تپه  برهانی، بریده ای از آن حماسه ی عظیم می باشد. 
کتاب حماسه تپه برهانی

چطور ممکن است آدمی که هم از ناحیه  مچ پا زخمی شده و هم رگ شریانی دست راستش قطع شده، خود را از یک پرتگاه پایین بیندازد و پانزده روز را در یک بیشه، بدون غذا و صرفاً با آشامیدن آب نهر و خوردن برگهای درخت مو، درحالی که زخمهایش چرکین شده و حتی کرم افتاده است، سر کند و زنده بماند؟!
"حماسه تپه  برهانی" در عین حالی که، یک « سند تاریخی منحصر به فرد » است؛ سندی است که اگر نبود، قطعه ای از تاریخ دفاع مقدس، مغفول و مجهول می ماند، زیرا هیچ نوشته ی دیگری درباره ی این بریده از عملیات والفجر دو وجود ندارد. اگر دکتر طالقانی نمی ماند و یا خاطراتش را نمی نگاشت، در قاب تاریخ دفاع مقدس، همین قدر ترسیم می شد که در مردادماه سال 1362، گروهان میثم از گردان امام حسین(ع)، از لشکر 14، تپه سوم از تنگه  دربندیخان عراق را فتح کرده و در محاصره نیروهای عراقی گرفتار شده است و پس از دو روز مقاومت، سرانجام با شهادت نفرات گروهان، تپه مجددا به تصرف نیروهای عراقی در آمده است. اما «تپه  برهانی» این حادثه ی عاشورا گونه را با جزئیاتش، در سینه ی تاریخ، ثبت، ضبط و جاودانه کرد و صفحه  زرینی بر صحیفه ی ایستادگی و مبارزات ملت ایران افزود.
اثر از همان ابتدا با تردید آغاز می شود. تردید رفتن به جبهه؛ تردیدی که بیشتر مبنای احساسی و عاطفی دارد؛ ممانعت مادر از رفتن فرزند به جبهه؛ مادری که اهل نماز و دوستدار ائمه است و بچه را به دست خود و با این ادبیات پرورانده است و پدری که لابد در سایه تصمیم محکم همسر، نمی تواند موضع خاصی بگیرد.
  این تردید، دوست داشتنی است. جالب است که نویسنده، شخص و شخصیتی چون مادر نساخته، بلکه آن را شکل داده و معرفی نموده است؛ البته که این شخص (مادر) توانسته است در کلام نویسنده، به شخصیتی داستانی تبدیل شود. این تردید به عبارتی؛ تردیدی قرآنی و پیامبرانه است، از نوعی که ابراهیم (ع)نیز در جستجوی لیطمئن قلبی، به آن دچار بود؛ و این تردید در دو جا به طور جدی و اساسی رخ می نماید؛ یک بار در استناد به فتوای امام خمینی (ره) که اذن پدر و مادر را در امر رفتن به جبهه واجب نمی شمارد و بار دوم در استخاره ای که تردید را تشدید می کند؛ پاسخ استخاره این است:نفس تصمیم شما رضای خداست، اما سعی کنید پدر و مادر خود را راضی کنید.