کتابی این هفته چیست؟

کتاب این هفته انسان 250ساله است
چرا این کتاب به انسان 250ساله نامیده شده است؟   
کتاب انسان 250 ساله، روند مبارزه حاد سیاسی معصومین(علیهم السلام) برای تشکیل حکومت اسلامی است که توسط امام خامنه‌ای تبیین می‌شود. و از آن جهت انسان 250 ساله نام‌گذاری شده است که تمام این مبارزات، هرچند توسط افراد و تاکتیک‌های مختلف، اما با یک حرکت واحد مستمر به سمت هدف واحد مشخص.

پیغمبر ما اینگونه بود......



 کتاب را دانلود کنید
کتابی این هفته چیست؟

گوشه ای از متن کتاب:


یغمبر ما اینگونه بود...

خصوصیات پیامبر

 

پیغمبر در رفتار خود مدبرانه عمل کرد و سرعت عمل داشت. نگذاشت در هیچ قضیه‌اى وقت بگذرد. قناعت و طهارت شخصى داشت و هیچ نقطه ضعفى در وجود مبارکش نبود. او معصوم و پاکیزه بود؛ این خودش مهمترین عامل در اثرگذارى است. ما باید یاد بگیریم؛ مقدار زیادى از این حرفها را باید به بنده بگویند؛ من باید یاد بگیرم؛ مسؤولان باید یاد بگیرند. اثرگذارى با عمل، به مراتب فراگیرتر و عمیقتر است از اثرگذارى با زبان. او قاطعیت و صراحت داشت. پیغمبر هیچ وقت دو پهلو حرف نزد. البته وقتى با دشمن مواجه مى‌شد، کار سیاسىِ دقیق مى‌کرد و دشمن را به اشتباه مى‌انداخت. در موارد فراوانى، پیغمبر دشمن را غافلگیر کرده است؛ چه از لحاظ نظامى، چه از لحاظ سیاسى؛ اما با مؤمنین و مردم خود، همیشه صریح، شفّاف و روشن حرف مى‌زد و سیاسى‌کارى نمى‌کرد و در موارد لازم نرمش نشان مى‌داد؛ مثل قضیه‌ى عبداللَّه‌بن‌ابىّ که ماجراهاى مفصّلى دارد. او هرگز عهد و پیمان خودش را با مردم و با گروههایى که با آنها عهد و پیمان بسته بود - حتّى با دشمنانش، حتّى با کفّار مکه - نشکست. پیغمبر عهد و پیمان خود را با آنها نقض نکرد؛ آنها نقض کردند، پیغمبر پاسخ قاطع داد. هرگز پیمان خودش را با کسى نقض نکرد؛ لذا همه مى‌دانستند که وقتى با این شخص قرارداد بستند، به قرارداد او مى‌شود اعتماد کرد. 

از سوى دیگر، پیغمبر تضرّع خودش را از دست نداد و ارتباط خود را با خدا روزبه‌روز محکمتر کرد. در وسط میدان جنگ، همان وقتى که نیروهاى خودش را مرتّب مى‌کرد، تشویق و تحریض مى‌کرد، خودش دست به سلاح مى‌برد و فرماندهىِ قاطع مى‌کرد، یا آنها را تعلیم مى‌داد که چه کار کنند، روى زانو مى‌افتاد و دستش را پیش خداى متعال بلند مى‌کرد و جلوِ مردم بنا مى‌کرد به اشک ریختن و با خدا حرف زدن: پروردگارا ! تو به ما کمک کن؛ پروردگارا ! تو از ما پشتیبانى کن؛ پروردگارا ! تو خودت دشمنانت را دفع کن. نه دعاى او موجب مى‌شد که نیرویش را به کار نگیرد؛ نه به کار گرفتن نیرو، موجب مى‌شد که از توسل و تضرّع و ارتباط با خدا غافل بماند؛ به هر دو توجه داشت. 

او هرگز در مقابل دشمن عنود دچار تردید و ترس نشد. امیرالمؤمنین - که مظهر شجاعت است- مى‌گوید هر وقت در جنگها شرایط سخت مى‌شد و - به تعبیر امروز ما - کم مى‌آوردیم، به پیغمبر پناه مى‌بردیم. هر وقت کسى در جاهاى سخت، احساس ضعف مى‌کرد، به پیغمبر پناه مى‌برد.

 

ده سال حکومت به اندازه بیش از صدسال

 

او ده سال حکومت کرد؛ اما اگر بخواهیم عملى را که در این ده سال انجام گرفته، به یک مجموعه پُرکار بدهیم تا آن را انجام دهند، در طى صد سال هم نمى‌توانند آن همه کار و تلاش و خدمت را انجام دهند. اگر ما کارهاى امروزمان را با آنچه که پیغمبر انجام داد، مقایسه کنیم، آنگاه مى‌فهمیم که پیغمبر چه کرده است. اداره آن حکومت و ایجاد آن جامعه و ایجاد آن الگو، یکى از معجزات پیغمبر است. مردم ده سال با او شب و روز زندگى کردند؛ به خانه‌اش رفتند و او به خانه‌شان آمد؛ در مسجد با هم بودند؛ در راه با هم رفتند؛ با هم مسافرت کردند؛ با هم خوابیدند؛ با هم گرسنگى کشیدند؛ با هم شادى کردند. 

محیط زندگى پیغمبر، محیط شادى هم بود؛ با افراد شوخى مى‌کرد، مسابقه مى‌گذاشت و خودش هم در آن شرکت مى‌کرد. آن مردمى که ده سال با او زندگى کردند، روزبه‌روز محبت پیغمبر و اعتقاد به او در دلهایشان عمیقتر شد. 

وقتى در فتح مکه، ابوسفیان مخفیانه و با حمایت عبّاس - عموى پیغمبر - به اردوگاه آن حضرت آمد تا

 

امان بگیرد، صبح دید که پیغمبر وضو مى‌گیرد و مردم اطراف آن حضرت جمع شده‌اند تا قطرات آبى 

 

را که از صورت و دست ایشان مى‌چکد، از یکدیگر بربایند! گفت: من کسرى‌ و قیصر - این پادشاهان 

 

بزرگ و مقتدر دنیا - را دیده‌ام؛ اما چنین عزّتى را در آنها ندیده‌ام. آرى؛ عزّت معنوى، عزّت واقعى

 

است؛ «وللَّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین»؛ مؤمنین هم اگر آن راه را بروند، عزّت دارند.